X
تبلیغات
رایتل

سریال ملکه شب | خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب | دانلود فیلم و کلیپ

جمعه 6 اسفند 1395 ساعت 23:10

سریال ملکه شب | خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب | دانلود فیلم و کلیپ

خلاصه داستان آخرین قسمت سریال ملکه شب | فیلم قسمت آخر سریال ملکه شب | کلیپ و عکس های قسمت آخر سریال ملکه شب خلاصه داستان و معرفی سریال ملکه شب+زمان پخش و تکرار | سریال سریال ملکه شب، داستان تمام قسمت های سریال ملکه شب، قسمت آخر سریال ملکه شب، خلاصه قسمت های سریال ملکه شب، بیوگرافی سلین و کارتال، داستان قسمت آخر خلاصه داستان سریال ملکه شب | قسمت آخر سریال ملکه شب | عکس ها. خلاصه داستان  قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب  | سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب + عکس و بیوگرافی بازیگران خلاصه داستان تمام قسمت های سریال ملکه شب همراه با عکس داستان تمام قسمت های “سریال ملکه شب” خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب داستان تمام قسمت های “سریال ملکه شب

نتیجه تصویری برای سریال ملکه شب | خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب | دانلود فیلم و کلیپ

 خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب سریال ملکه شب, مریم اوزلی سریال ملکه شب, کارتال بازیگر سریال ملکه شب, عزیز سریال ملکه شب, بازیگر نقش سلین سریال ملکه شبقسمت آخر ، داستان تمام قسمت های “سریال ملکه شب” خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب ،داستان تمام قسمت های “سریال ملکه شب” استان قسمت آخر سریال شرافت و تصاویر; خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب  عکس های سلین درسریال ملکه شبسریال ملکه شب خلاصه 

نتیجه تصویری برای سریال ملکه شب | خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب | دانلود فیلم و کلیپ

سریال ملکه شب خلاصه و قسمت آخر فیلم ملکه شب Gecenin Kraliçesi خلاصه سریال ملکه شب و قسمت آخر Gecenin Kraliçesi به همراه عکس های قسمت آخر سریال ملکه شب . mypixlove.blogsky.com

سریال ترکیه ای ملکه شب همانند سایر سریال های ترکیه ای قرار پخش به زبان فارسی گرفته است .

سریال ملکه شب خلاصه و قسمت آخر فیلم ملکه شب Gecenin Kraliçesi + عکس

سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ملکه شب 

 خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب + خلاصه داستان قسمت آخر سریال

مای پیکس لاو : سریال ملکه شب که از سریال های درام ترکیه ای است که در این مطلب خلاصه فیلم ملکه شب به همراه قسمت آخر سریال ملکه شب Gecenin Kraliçesi و همچنین عکس های سریال ملکه شب را برای شما عزیزان قرار میدهیم .

ملکه شب Gecenin Kraliçesi نام سریال ترکیه ای است که از سریال های درام شمرده میشود که از بازیگران مطرح ترکیه در فیلم ملکه شب نقش آفرینی میکنند .

فیلم ملکه شب از سایت مطرح imdb امتیاز 6.2 از 10 را گرفته است که همانند سایر سریال های ترکیه ای از امتیاز خوبی برخوردار نشده است .

در سریال ملکه شب بازیگرانی چون مریم اوزرلی Meryem Uzerli معروف به خرم سلطان در سریال حریم سلطان و مراد ییلداریم Murat Yildirim بازیگر فیلم عشق و جزا نقش آفرینی میکنند .

سریال ملکه شب خلاصه و قسمت آخر فیلم ملکه شب Gecenin Kraliçesi + عکس

مریم اوزرلی و مراد ییلداریم در سریال ملکه شب

  • سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ملکه شب 

    خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب عکس های جذاب سریال ملکه شب. دانلود آهنگ تیتراژ سریال ملکه شب

  • سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب 

      خلاصه سریال ملکه شب,داستان سریال ملکه شبقسمت آخر سریال ملکه شب سریال ملکه شب خلاصه داستان  

  • مای پیکس لاو : به جز بازیگران ذکر شده بازیگرانی چون Seda Akman , Selim Bayraktar , Deniz Celiloglu  نیز در فیلم ملکه شب حضور دارند .

    سریال ملکه شب سال 2015 ساخته شده و در سال 2016 پخش شده است .

    خلاصه سریال ملکه شب به همراه قسمت آخر سریال ملکه شب را در این مطلب برای شما عزیزان قرار میدهیم .

    عکس و خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب جدید 95 فان جو 

    قسمت آخر سریال ملکه شب عکس و خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب خلاصه داستان قسمت آخر

    قسمت آخر سریال ملکه شب برای از بین نرفتن جذابیت فیلم تا گذشت قسمت هایی از فیلم قرار داده نمیشود و پس از مدتی قسمت آخر فیلم ملکه شب را در همین مطلب قرار خواهیم داد .

    سریال ملکه شب خلاصه و قسمت آخر فیلم ملکه شب Gecenin Kraliçesi + عکس

    سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ملکه شب 

    سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ملکه شب فیلم و کلیپ خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب

    خلاصه کلی سریال ملکه شب :

    عزیز تاجری مشهور و اهل کارادنیز است . پسر کوچک نزدیک ترین دوستش که به قتل رسیده رو به فرزندخواندگی قبول میکنه . عزیز همسرش رو سال ها پیش از دست داده و یک پسر و یک دختر داره .

    کارتال پسر عزیز ، تا لحظه ای که سلین وارد زندگیش بشه دوست نداشته هیچ زنی رو وارد زندگیش بکنه.در حالیکه سلین در فرانسه (شهر Grasse) به دنبال عشق میگرده ، از لحظه ای که با کارتال آشنا میشه احساس میکنه اون چیزی که به دنبالش بوده رو پیدا کرده . سلین و کارتال حتی با اینکه میدونن عشقشون تنها در یک شب تمام خواهد شد ، باز هم دوست دارن این عشق رو تجربه کنن و عشق اونا از گراس تا ترابزون و سپس استانبول کشیده میشه …

    سریال ملکه شب خلاصه و قسمت آخر فیلم ملکه شب Gecenin Kraliçesi + عکس

    سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ملکه شب 

    خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب

    خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب

    عزیز تاجری مشهور و اهل کارادنیز است . پسر کوچک نزدیک ترین دوستش که به قتل رسیده رو به فرزندخواندگی قبول میکنه . عزیز همسرش رو سال ها پیش از دست داده و یک پسر و یک دختر داره .

    کارتال پسر عزیز ، تا لحظه ای که سلین وارد زندگیش بشه دوست نداشته هیچ زنی رو وارد زندگیش بکنه.در حالیکه سلین در فرانسه (شهر Grasse) به دنبال عشق میگرده ، از لحظه ای که با کارتال آشنا میشه احساس میکنه اون چیزی که به دنبالش بوده رو پیدا کرده . سلین و کارتال حتی با اینکه میدونن عشقشون تنها در یک شب تمام خواهد شد ، باز هم دوست دارن این عشق رو تجربه کنن و عشق اونا از گراس تا ترابزون و سپس استانبول کشیده میشه …
    حضور بازیگران مطرحی چون Meryem Uzerli که قبلا در سریال “حریم سلطان” و Murat Yıldırım که قبلا در سریال “عشق و جزا” نقش آفرینی کرده اند می تواند بر جذابیت این سریال اضافه کند.

    خلاصه قسمت آخر سریال ملکه شب قسمت آخر تاپ ناز 

    خلاصه داستان قسمت آخر ملکه شب چی میشه؟ +  خلاصه سریال ملکه شب قسمت اخرش

    خلاصه داستان قسمت 21 سریال ملکه شب

    سلین میاد و عاقد میگه شاهداتون کو و هاکان و فاطما خانم شاهدای اونا میشن و سلین بعد دست دست کردن امضا میکنه . کارتال هم داره میاد و صادق داره میره، عزیز پیشونیه سلینو میبوسه و کارتال میاد و خیلی ناراحت میشه و سلین هم بهش نگاه میکنه، همون موقع بابای سلین میاد و میگه دخترم ، از من نترس و عزیز و بقیه جا خوردن و سلین میاد باباشو بغل میکنه و عثمان آروم میگه: همونجوری که حرف زدیم …آروم باش و سلین میگه باشه .. عثمان: عزیز،دوست قدیمی..به پدر زنت خوش آمد نمیگی؟
    بابای سلین تعریف میکنه که دوستاش چه جور آدمایی بودن و اونا باعث شدن من فرار کنم ولی عزیز …بهم کمک کرد و منو نجات داد (درباره عزیز حقیقت رو نمیگه) سلین میگه بعدش؟ و عثمان میگه تو فرانسه با مامانت آشنا شدم و تو به دنیا اومدی و مرت میپرسه تا اونجایی که از سلین شنیدم شما تو فرانسه نبودی و عثمان جمع و جورش میکنه :آره برای تشیع جنازه پدرم رفتم ولی پلیسا اومدن ولی بازم عزیز رهام نکرد و منو فرستاد باتوم… منم دیدم وقتی نمیتونم پیش بچه هام باشم فکر کنن مردم بهتره …سلین باباشو بغل میکنه و عثمان هم به عزیز نگاه میکنه و میگه باباتون میتونه آدم خوبی باشه
    کارتال لباساشو عوض میکنه و میخواد بره که سلین میاد سر راهش و میگه کارتال ببخشید مجبور شدم من یه پسر دارم …کارتال: سلین هرکاری میخوای بکن دیگه برام مهم نیستی یه ذره هم اهمیت نداری …فقط دیگه سر راهم نیا…دیگه ، اینو میگه و میره
    عثمان میاد پیش عزیز و میگه رنگت پریده با دوست قدیمی که خیلی وقته ندیدیش اینجوری رفتار میکنی؟ عزیز میگه چرا اومدی ؟ عثمان: منظورت اینه چرا نمردم؟ عزیز: چرا اومدی؟ عثمان: دلم برای بچه هام تنگ شده بود ، خیلی چیزا هم هست که باید بهشون بگم عزیز: اونجا همش داستان سر هم کردی…دیگه چی میخوای بگی؟ عثمان: نمیدونم شاید به کارتال درباره باباش بگم، حتما کنجکاوه و یادشون میاد که از بابای کارتال خواسته بودن تا باهاشون همکاری کنه و پول چاپ کنن ولی قبول نکرده بوده …کارتال تو حیاط از صادق میپرسه تو گفتی بابامون دوستای خوبی بودن؟ و صادق میگه آره ولی امینه میاد و صادق مجبور میشه بره
    عثمان و عزیز درباره درباره وورال حرف میزنن که عثمان میدونه که عزیز اونو کشته و میپرسه فکر نکردی پلیسا چطور فهمیدن کاره توعه؟ وورال مرد خوبی بود بهت خیانت نکرد … کارتال میاد و اسم وورال رو میشنوه ولی در میزنه میاد تو عزیز و عثمان بحث نمیکنن و به عزیز تبریک میگه و به عثمان هم میگه اینجا هستیندیگه باز هم همو میبینیم

    سریال ملکه شب | داستان و قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب 

    سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال عکس و خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب

    کارتال داره میره که اسرا میاد و ازش میپرسه کجا میری و کارتال هم میگه پیش امره و اسرا میگه بریم پیش امره زندگی کنیم اینطوری برای تو هم بهتره … اسرا: بچه بودم دوست داشتم مامان منو بابای تو بیان ، همیشه به من دلداری میدادی و حداقل الان بابای سلین اومد و یاد گذشتشون میوفتن که کارتال هم برای عزیز و هم برای بابای خودش کادو میگرفته
    صادق میاد پیش سلین و میگه چه خبره اینجا من فکر میکردم بابام مرده، اونجوری هم قبول کرده بودم …یه روز به آدم زنگ میزنه که من باباتم و برو خواهر زادتو از بیمارستان بیا و موقع عروسی برو خونشون

    دانلود سریال ملکه شب 2015 Gecenin Kraliçesi تا قسمت آخر  

    دانلود سریال ملکه شب  خلاصه داستان سریال ملک شب 2015 Gecenin Kraliçesi تا قسمت اخر 

    سلین میگه آروم باش و میگه بشین و بهش میگه 5 سال پیش تو فرانسه با بابای عثمان آشنا شدم ولی اون برگشت ترکیه و نتونست برگرده صادق: مگه نگفتی مرده؟ سلین: نمرده …این مهم نیست..مهم اینه که کارتال بابای عثمانه … ‌
    عثمان به عزیز میگه انقدر حرف دارم که اگه شروع کنم نمیتونم تمومش کنم…عزیز میگه خب شروع کن شاید تونستیم تمومش کنیم ..عثمان میگه باشه ولی تو دیگه عزیز سابق نیستی..بنظرم آرامشتو خراب نکن و عزیز میگه من فقط وقتی تو قبرم باشم آرامش دارم با یه چیز دیگه منو بترسون عثمان: دخترمو خیلی دوست داری تعجب کردم چون بعد سعادت …عزیز میخواد چیزی بگه که عثمان میگه : نمی تونی بگی از سلین صرف نظر میکنی ، وگرنه بگو ،بگو بیاد صحبت کنیم ..کارتال هم باید یه سری چیزا رو بدونه … بدو ولی عزیز چیزی نمیگه و عثمان میگه میرم با دختر خداحافظی کنم
    عثمان: به عزیز گفتم سلین چیزی نمیدونه و سلین میگه به داداش بگو به کارتال چیزی نگه و عثمان میگه در ادامه این کار …سلین: نه ادامه ای نداره ، من دیگه ادامه نمیدم ..بخاطر کارتال با عزیز ازدواج کردم تموم شد … و میگه شب بخیر و میره
    هما میگه چه شب پر سورپرایزی بود و اسرا میگه بابام داماد شد و هما میگه همه چی باهم اتفاق افتاد عقد کردن، بابای سلین اومد خیلی عجیبه و اسرا میگه سخت نگیر زندگیه دیگه و عزیز میره بخوابه ..مرت هم میگه منم میرم پیش زرین اونجا میمونم
    کارتال میاد پیش امره و امره میگه چی شد؟ کارتال: عقد کردن، باباش اومد، همین …دارن بازی میکنن و امره میگه کیا؟ سلین؟ کارتال: میفهمم ..سلین هم تو بازیه .
    سلین تو اتاقشه و به لباس عروسش نگاه میکنه و عزیز میاد و کرواتشو باز میکنه و میگه نترس همه تو زندگی اشتباه میکنن، مهم اینه از اشتباهت درس بگیری..توهم فهمیدی اشتباه کردی و برگشتی …حالا استراحت کن. کرواتشو میزاره رو لباس سلین و میره بیرون ..سلین هم اونا رو میندازه پایین

     

    قسمت اخر ملکه شب - دانلود کلیپ قسمت آخر ملکه شب

    برچسب ها قسمت اخر ملکه شبخلاصه قسمت اخر ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال  

    خلاصه داستان قسمت 22 سریال ملکه شب

    یکی میاد پیش کارتال و براش یه سری برگه میاره که توش اطلاعات وورال آیهانه و امره میپرسه چی شده؟ کارتال میگه : داریم وارد بازی میشیم
    عزیز میاد شرکت و منتظر یکی از آدماشه تا براش درباره عتمان اطلاعات بیاره
    سلین تو اتاقش نشسته و یاد حرفای شب قبل کارتال میوفته و بلند میشه میره دم اتاقش ام برمیگرده که اسرا میاد و میگه داماد کجاست و سلین میگه رفت سرکار و اسرا میگه چرا قیافت اینجوریه؟ و سلین میگه نتونستم دستبندمو باز کنم و اسرا براش باز میکنه و سلین هم تو اتاقشونو نگاه میکنه… سلین:میرین؟ اسرا:آره کارتال که چیزی نگفت سلین:کجاست؟ اسرا: باز خل شد و منم گفتم تنها باشه …اسرا داره وسایلازو جمع میکنه که عطری که 5 سال پیش سلین برای کارتال درست کرده بود میوفته و سلین برمیدارتش و یاد گذشته می افته و اسرا میگه : چیزیش که نشد؟ این واسه کارتال خیلی با ارزشه ..اسرا میخواد عطر رو از سلین بگیره ولی سلین متوجه نمیشه و بعد ازینکه اسرا تکرار میکنه به خودش میاد و میده بهش و اسرا میگه تو چزی ازین میفهمی ؟ و عطر رو تو هوا میزنه و سلین چشماشو میبنده و میگه هوزم خوش بوعه ..اسرا: هنوز؟ سلین: نه..بوش خوبه
    و میگه من برم دلم برای آتلیه عکسم تنگ شد و میرم شرکت و اسرا میگه بگو دلم برای شوهرم تنگ شده و منم دلم برای کارتال تنگ شده و میام پیشت باهم بریم
    کارتال با امره میاد پایین شهر و به قول امره کوچه های تاریک… میرن تو جایی که ورال زندگی میکرده و یکی دیگه اونجاست و کارتال میگه درباره وورال برام بگو ولی اون میگه اول بگو دوا داری؟
    عثمان و عزیز میرن شرکت و یکی به عثمان درباره اتاقا توضیح میده و عثمان میگه بزرگترین اتاق کیه و رییسه اینجا کیه؟ اون فرد میگه عزیزخان و عثمان به عزیز میگه کار خوبی برای خودت درست کردی ، نمیتونم همشو قبول کنم شاید نصفشو..عثمان میاد تو اتاق عزیز و یاد این میوفتن که عزیز به عثمان گفته باید مصطفی رو قانع کنی دیگه وارد بازی شده و عثمان: بچه یتیم دوستتو تو خیابون رها نکردی ..خدا ازت راضی باشه عزیز: هرکار کردیم باهم بوده عثمان: پس چرا تو پیشرفت کردی و من نه؟ عزیز: چی میخوای؟ عثمان: ما الان یه خانواده ایم هرچی ماله توعه ما منم هست ، شریک عزیز میگه هرچقدر میخوای بگیر و به سلین هیچی نگو برو و عثمان میگه نه
    زرین و مرت دارن صبحانه میخورن زرن: بالاخره دختره موفق شد، هما چیزی نگفت؟ مرت: نه دیگه امضا کردن .. ا

    زرین یاد اون روز تو رستوران میوفته که هما و اوکتای رو باهم دیده …من فکر کردم خیلی مشغوله مرت: آره یکم تو فکره
    هاکان و هما سر میزن و هما میگه من حرفای اونو باور نمیکنم (حرفای عثمان) یه جای پر از پول پیدا کرده زود اومده و هاکان: میدونی از هر اخلاق داداشت که بدت میاد خودتم داری؟ اوکتای به هما پیام میده ولی میگه یه شرکت تبلیغاتیه
    امره برای اون مرد چند شیشه مشروب میگیره و اونم میگه یه شب اومدن و بردنش و ماشینشون هم سیاه بود و سه نفر بودن که یکیشون مسن بود و کارتال و امره به عزیز شک میکنن

    خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب + عکس 

    خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب  برای شب 

    عثمان به عزیز میگه نمیتونی الکی از دست من خلاص شی من تمام روز هایی که از دست دادمو میخوام ..نصف شرکتو . عثمان یادش میاد که چجوری وورال میخواسته اونو بکشه و انداختتش توی آب عزیز میگه من فکر کردم آوردنت بیرون ..عثمان میگه آره منم گفتم عزیز با من اینکارو نمیکنه بخواطر همین برگشتم ..عثمان میره و چنگیز میاد و میگه قبلا تو یه کارخونه ای کار میکرده و سه روز پیش هم برگشته و عزیز میگه حواستون بهش باشه
    کارتال بازم ازون طرف سوال میپرسه ولی میگه من دیگه کشش ندارم و بلند میشه که بره که میگه عثمان.. کارتال: عثمان چی؟ اونم میگه یکی از دوستاش بود که وقتی اسمشو آورد ناراخت میشد و میگفت مرده و ولی چیزی نگفت
    زرین به مرت میگه قول بده دیگه سراغ اون لعنتی نری و تو برای ما خیلی مهمی و مرت میگه باشه و زرین میگه به هما بگو بیاد پیش من
    هما داره میره و هاکان میاد و میگه دیگه قرص نخور و بیا بچه دار شیم و بورجو هم خواهر میخواد ولی هما میگه ولم کن کار دارم من بچه نمی خوام …
    هما گوشیشو جا میزاره و هاکان میبینه که اوکتای به هما آدرس داده که کجا بیاد و هما برمیگرده و گوشیشو میبره
    اسرا و سلین میان شرکت و کارتال میرسه ولی سلین سر برخورد میکنه و سلین میگه میرم پیش عزیز، اسرا: تو با سلین مشکل داری؟ کارتال: نه چه ربطی داره؟ اسرا نریم اسرا: باشه خیالم راحت شد بریم به بابام بگیم سلین میاد پیش عزیز و میگه اومدم به آتلیه ام سر بزنم و عزیزم میگه خوبه چون اگه نمیومدی بهم بر میخورد ..کارتال و اسرا ین و اسرا میگه نمیریم و کارتال میگه برگشتم و میخوام منم بازی کنم..عزیز؟نمیترسی ببازی؟ کارتال:نه من تازه اومدم تو بازی دستمو نمی دونی …سلین و اسرا و عزیز میره آتلیه ولی کارتال میگه من کاردارم

    صادق میره پیش عثمان و میگه وقتی بپه دست کارتاله یعنی هنوز همو دوست دارن و چرا گذاشتی ازدواج کنن؟ عثمان: تو نمیفهمی اینا همش بخاطر عزیزه و اون باعث تموم بدبختیای ماست

    سریال ملکه شب | خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب 

    قسمت آخر سریال ملکه شب داستان سریال ملکه شب Gecenin Kraliçesi  خلاصه داستان قسمت آخر سریال  

    خلاصه داستان قسمت 23 سریال ملکه شب

    اسرا و عزیز و سلین تو آتلیه هستن و اسرا میگه واقعا مثل آتلیه خودت تو فرانسه است؟ سلین: آره ..یه بار برای عزیز تعریف کردم ..کافی بود عزیز میگه پیشنهاد ازدوج رو هم همینجا به سلین دادم و اولش شوکه شد ولی بعد بله گفت ..اسرا: عشقه دیگه عزیز: آره عشقه..بعدش عزیز میگه کاردارم و میره اسرا هم میگه من اینجا میمونم و یکم میخوام اینجا رو ببینم و سلین میگه باشه و اسرا میگه تو با بابات مشکل داری؟ سلین میگه نه: بهش زنگ زدم الان پیش داداشمه
    عثمان به صادق میگه حالا همه چیو فهمیدی و صادق میگه من اینکارو نمیکنم و عثمان میگه میخوای جلوی عزیز قد علم کنی و صادق میگه آره و خواهر زادم باید پیش مامان و باباش باشه و من همه چیو به کارتال میگم و بلند میشه میره و یه تاکسی میگیره ..عثمان هم دنبالش راه میوفته
    هما داره گریه میکنه و به اوکتای میگه چیکار میکنی؟ اوکتای: ما خیلی گریه کردیم چه باهم چه جدا و هما میره دستشویی..هاکان بیرون رستوران منتظرشونه و میخواد پیاده بشه و بیاد تو ولی منصرف میشه و منتظر میمونه
    الیف میخواد کیک هاشو ببره و مرت می بینتش و میگه رژ زدی؟ الیف میگه آرایش کردم ولی مرت میگه خیلی بد بنظر میای
    اسرا خیلی حرف میزنه و خیلی سوال میپرسه ولی سلین حوصلشو نداره و اسرا میگه بگم کارتال بیاد ولی فکر میکنه گوشیشو تو ماشین جا گذاشته و میره بیارتش
    کارتال از یکی از کارمندای شرکت میخواد تا پرونده های خیلی قدیمی رو هم براش بیارن و هرچیز خصوصی و کلی و میخواد بخونه و عزیز میاد و میگه تند پیش میری از خودم میپرسیدی میگفتم ولی کارتل میگه من درستش میکنم و خودتو خسته نکن و گوشی اسرا دست کارتاله و میگه اسرا هنوز تو آتلیست و عزیز میگه آره و کارتال میره تا گوشی اسرا رو بهش بده
    صادق تو راهه و عثمان دنبالشه و زنگ میزنه به سلین ولی سلین متوجه نمیشه..کارتال میاد ولی اسرا تو آتلیه نیست و سلین میگه کارتال…نمیخوای به صورتم نگاه کنی؟ کارتال سرشو میاره بالا میگه: دارم نگاه میکنم…
    هما میگه مدارک چی میشن و اوکتای میگه تو هتل منن و اگه میخوای باید بریم برداریشون وگرنه من میسوزونمشون ولی اگه خودت انجام بدی خیالت راحت تره و هما مجبور میشه باهاش بره هتل و هاکان که منتظرشونه میبینه که باهم میرن بیرون
    سلین به کارتال میگه ننداختیش دور کارتال: چیو؟ سلین: میدونی چیو میگم ..عطری که برات درست کرده بودم کارتال: اون رو ..من اون رو..من فراموشش کردم ..تو هم بهتره خودتو با این چیزای بی فایده درگیر نکنی و همون کارمند شرکت میاد

    کارتال و عثمان تو رستوران هستن و عثمان میگه خکنجکاو
    ی که چجوری این آدم یهو اومد و کارتال میگه آره ولی درباره چیزای دیگه ام کنجکاورم و عثمان میگه چی و کارتال میگه بابام عثمان میگه عزیز چیزی نگفته بهت و کارتال میگه چرا تو دعوا بهش شلیک شده ولی معلوم نیست کی شلیک کرده و عثمان میگه بابات دوست صمیمی من بود لی خودشو قاطی کرارای خطرناک کرد و هرچی گفتیم نکن گوش نکرد و عثمان یادش میاد که به مصطفی گفته بود عزیز آدم خطرناکیه و حالا تو هم گرفتاری و نمیتونی این کارو نکنی و عثمان ادامه میده با کسایی کار کرد که ما نمیشناختیم
    هاکان و هما میان و هاکان قرصای هما رو میریزه و میگه باید بچه دار بشیم
    کارتال و عثمان میان بیرون و کارتال درباره وورال میپرسه و عثمان میگه عزیز بهتر اونو میشناسه و کارتال میره و اوکتای میاد پیش عثمان و عثمان بهش میگه داره دنبال وورال میگرده و اوکتای میگهعزیز خودش قاتله شو ساخت
    کارتال تو راه یاد حرفایی میوفته که عثمان و عزیز میزدن … سلین تو اتاقشه و عزیز میاد و میگه به فاطیما گفتم اتاق عثمانو حاضر کنه و سلین میگه : اما… عزیز میگه چون ما زن و شوهریم و ازت جدا نمیشم..چون تو مال منی
    عثمان با اسرا بازی میکنه و عثمان میگه کارتال نمیاد و اسرا میگه تو با کارتال چیکارداری… عثمان میگه قول داده بود با من و مامانم بریم بگردیم و اسرا میگه تو و مامانتو و کارتال؟ عثمانم یادش میاد و میگه وای مامانم گفته بود به کسی نگم
    کارتال میاد پیش امره و امره میگه چی شده؟ و کارتل میگه اتفاقای بدی داره میوفته و یه راهی جلومه که اگه برم نمیتونم برگردم و اگه نرم همیشه ناقص میمونم ..امره: واضح تر بگو کارتال: دارن بازی میکنن..خیلی بزرگه و سر میز نشستن و عثمان و عزیز نقش اولن و اینا سه تا بودن و قرار بوده دوتاشون بمیرن ..پس من هم وارد بازی میشم..برای خراب کردن اون میز ..وارد بازی میشم و سر میز میشینم

    معرفی خلاصه سریال اکیا |قسمت آخر سریال اکیا | عها | جستجو 

    معرفی و خلاصه داستان سریال اکیا |قسمت آخر سریال اکیا | عکس ها

    خلاصه داستان قسمت 24 سریال ملکه شب

    کارتال تو راه یاد حرفایی میوفته که عثمان و عزیز میزدن … سلین تو اتاقشه و عزیز میاد و میگه به فاطیما گفتم اتاق عثمانو حاضر کنه و سلین میگه : اما… عزیز میگه چون ما زن و شوهریم و ازت جدا نمیشم..چون تو مال منی
    عثمان با اسرا بازی میکنه و عثمان میگه کارتال نمیاد و اسرا میگه تو با کارتال چیکارداری… عثمان میگه قول داده بود با من و مامانم بریم بگردیم و اسرا میگه تو و مامانتو و کارتال؟ عثمانم یادش میاد و میگه وای مامانم گفته بود به کسی نگم
    کارتال میاد پیش امره و امره میگه چی شده؟ و کارتال میگه اتفاقای بدی داره میوفته و یه راهی جلومه که اگه برم نمیتونم برگردم و اگه نرم همیشه ناقص میمونم ..امره: واضح تر بگو کارتال: دارن بازی میکنن..خیلی بزرگه و سر میز نشستن و عثمان و عزیز نقش اولن و اینا سه تا بودن و قرار بوده دوتاشون بمیرن ..پس من هم وارد بازی میشم..برای خراب کردن اون میز ..وارد بازی میشم و سر میز میشینم . کارتال تمام شب تو شرکت بوده و مدارک زیادی رو‌مطالعه کرده و صبح میاد خونه و با سلین که از اتاق عزیز میاد بیرون روبه رو میشه وبعدش میره پیش عزیز و عزیژ اولش درباره خوشحال بودنش حرف میزنه ولی بعدش میگه چی باعث شد انقدر کارکنی و علاقت از کجا اومد و کارتال هم میگه خیلی فاصله گرفتم و عزیز میگه مراقب باش دوست و دشمن زیادن و من پدرتم نگرانتم ولی کارتال میگه بابای من مرده تو جایگاهت فرق میکنه

    عکس های جذاب سریال ملکه شب

    عکس های سریال ملکه شب عکس های جذاب سریال ملکه شبخلاصه داستان قسمت آخر

    همه سر میز صبحانه نشستن و کارتال میاد خداحافظی میکنه و اسرا هم میگه زود برگرد دلم برات تنگ میشه
    عثمان تو رستوران صبحانه میخوره و اوکتای میاد پیشش و عثمان میگه کارتال داره پرس و جو میکنه و نباید از خط قرمز عبور کنه و اگه باهم باشیم عثمان و کارتالو مقابل هم قرار میدیم اوکتای: از هر دوشون خلاص میشیم عثمان:کارتال ،عزیزو از بین میبره
    کارتال میاد تو اتاق کار عزیز و گاو صندوق رو باز میکنه و یه برگه درباره باباش میبینه و ازون عکس مبگیره و یه عکس پیدا میکنه که توش باباشو و عثمان و عزیزن و خودشو مامانشم پشت اونا هستن و به عکس نگاه میکنه که عثمان (پسر سلین) میاد و کارتال میره پیشش و عثمان میگه چرخ ماشینم درومد و کارتال براش درست میکنه سلین میاد و اسرا هم میاد و سلین میگه عثمان بیا بریم ولی اسرا میگه عثمان درباره خونه ییلاقی گفت و چرا ؟ سلین میگه یه بار گم شد اونجا ،اونو میگه و اسرا یه جوری نشون میده که انگار باور کرده
    عزیز به سلین میگه میرم شرکت ..دلت برام تنگ میشه؟…..تنگ میشه سلین:دلم برات تنگ میشه

    سلین به عزیژ میگه بابام پیشمون بمونه و عزیز هم قبول میکنه
    اسرا به کارتال میگه خیلی زشت شد، الان میگه من خلم ..اسرا فقط برای اینکه عکس العمل کارتالو ببینه میپرسه: ازش معذرت خواهی بکنم؟ کارتال:میخوای بکن نمیخوای هم نکن
    عثمان درباره هما میپرسه و اوکتای میگه عاشقش نمیشم و بهم اعتماد کرده ولی از دخترم دست بر نمیدارم و عثمان میگه باید طبق برنامه پیش بریم و منتظر باش و اوکتای هم میگه منتظر میمونم ولی نه ۲۵ سال مثل تو …اوکتای قراره تو مدرسه معلم شطرنج بورجو بشه و عثمان میگه وفتی اطمینانشو بدست آوردی بهت بابا هم میگه
    اوکتای میره و عثمان به عزیز زنگ میزنه و میگه باید باهم حرف بزنیم و عزیز میگه اگه درباره شرکته فراموشش کن و عثمان میگه من فراموش کنم ، کارتال یه چیزایی رو نمیخواد فراموش کنه و عزیز رو مجبور میکنه که بیاد پیشش
    عثمان از دست سلین فرار میکنه و سلین موز به دست دنبالشه و اسرا میاد و اون موز رو به عثمان میده وبا نقشه ای که داره میگه اگه همشو بخوری میریم میگردیم و سلینم قبول میکنه که عثمان پیش اسرا باشه
    هاکان بورجو رو برای رفتن به مدرسه آماده میکنه و بورجو میفهمه که یه چیزی هست و همش میگه چرا ناراحتی ولی هاکان میگه چیزی نیست و بعد ازین که بورجو میره اونم میره بیرون و به هما که صداش میکنه توجه نمیکنه و هما میاد تو اتاقش و به هاکان زنک میزنه ولی اون جواب نمیده
    مرت با الیف حرف میزنه و الیف خیلی سرده و میگه قهریم؟ خوبه مقصر خودت بودی حالا انقد دست بالا میگیری الیف:مگه صمیمی شدن با کسی جرمه؟ اون منو ناراحت کرد خوبه حالا دوست صمیمیه تو بود و البته راست میگی مقصرمنم وگرنه اذیت کردن دوست تو اشکالی نداره
    هما میره بیرون هوا بخوره و مرت میاد و بهش میگه زرین باهات کار داشت و یه سر بهش بزن و بعد از هما میپرسه رفتار تو و هاکان عجیب شده اتفاقی افتاده و هما میگه نه ولی مرت میگه اگه خواستی درد و دل کنی من اینجام
    سلین تو آتلیه هست و حالش بده و زنگ میزنه به مامانش ولی زود قطع میکنه و حالش بدتر میشه و گریه میکنه
    اسرا عثمانو میخواد ببره خونه ییلاقی و تو راه هرچی سوال می پرسه عثمان جواب نمیده و فقط درباره ماشینش که کارتال درستش کرده حرف میزنه و اسرا هم میگه خیلی خب جواب نده … پایان

    دانلود قسمت 71 سریال ملکه شب – اول باشید 

     دانلود قسمت سریال ملکه شب  خلاصه داستان سریال ملکه شب |قسمت آخر سریال ملکه شب  

    خلاصه داستان قسمت 25 سریال ملکه شب

    عزیز میاد پیش عثمان و عثمان اولش درباره اینکه دلش برای شهرش تنگ شده میگه و بعدشم میگه گذشته آدمو رها نمیکنه و منم بخاطر بچه هام اومدم عزیز:اگه نمی شناختمت حرفاتو باور می کردم عثمان:هیچ وقت نشناختی وگرنه به من نارو نمیزدی عزیز:هرکسی تاوان کارشو داد عثمان:عدالت عزیز ، همه ازش ضربه خوردن بیشتر از همه مصطفی …گذشته ات تو رو ول نمیکنه گذشته ات کارتاله .. کارتال شبیه باباش شده ، دیشب درباره باباش پرسید عزیز:تو چی گفتی؟ عثمان:گفتم من و عزیز کردیم، ما کشتیمش…خوب گفتم؟؟
    یاد اون زمان میوفتن که مصطفی به اجبار قبول کرد که با عزیز و عثمان همکاری کنه و عزیز میگه راستشو بگو چی گفتی و عثمان میگه فعلا چیزی نگفتم اگه میخوای به کارتال نگم باید نصف شرکتو به نامم کنی
    صادق میاد پیش سلینو میگه درسته باهم بزرگ نشدیم ولی من میفهمم یه چیزی شده و تو گریه کردی و سلین انکار میکنه ولی صادق میگه تو‌داری آتیش میگیری هرجا که میخوای برو من هرکاری لازم باشه میکنم
    اسرا عثمانو میاره خونه جنگلی و میگه نگاه کن ببین این همونجاست ولی عثمان میگه قرار بود بریم پارک و اسرا میگه میریم ولی باید اینجا بگردیم بعد میریم
    کارتال و امره منتظر یه قاضی هستن که از آشناهای کارتاله و اون قاضی میاد و کارتال ازش میخواد تا پرونده های قدیمی که مربوط به عثمان رو ببینه و قاضی هم قبول میکنه
    عثمان عزیزو تهدید میکنه که به بقیه میگه و عزیز میگه شرکت نه ..ولی بجاش بهت پول زیادی میدم و عثمان قبول می کنه و میگه باشه پس من زود اون پولو میخوام.

    دانلود آهنگ تیتراژ سریال ملکه شب کامیار با خلاصه داستان 

    خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب

    کارتال و امره میان تو انبار مدارک و پرونده ها و برلشون پرونده عثمانو پیدا میکنن و باز هم از خاطرات قدیمی که کارتال بچه بوده و برای مامانش که تو بیمارستان بوده گل میاره و حال مامانش خیلی بد بوده و عزیز و عثمان میومدن اونجا ..مصطفی بهشون میگه من اینکارو کردم تا پول عمل آسیه(مادر کارتال) رو جور کنم ولی عزیز میکه هنوز پولی دستمون نیومده و مصطفی هم میگه اگه اون پول به درد آسیه نخوره بدونین که به شما هم نمیرسه
    کارتال یه چیزایی میفهمه و میگه عثمان بخاطر چاپ پول زندانی شده و بعدش فرار کرده و میگه بابای من تو چاپخونه کار میکرده، کارتال بهم میریزه و به امره میگه کپی اینارو برام بیار و من میرم بیرون
    عثمان خسته شده و به اسرا میگه بسه برگردیم و اسرا بازم میپرسه ولی عثمان میگه یادم نمیاد و اسرا میگه باشه لجباز

    صادق هنوزم با سلین حرف میزنه و میگه تو هرکار میخوای بکن و من پشتتم و مراقب خودت باش
    اوکتای میاد مدرسه بورجو و با مدیر حرف میزنه و رزومه جعلیشو نشون میده
    مرت میاد تو اتاق هاکان تا پرونده ای رو بهش نشون بده ولی هاکان تو فکره و مرت میگه زن و شوهر عجیب شدین و عزیز از جلو در با عصبانیت رد میشه …

    سریال ملکه شب خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ملکه شب 

    خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب داستان تمام قسمت های “سریال ملکه شب”. خلاصه داستان قسمت آخر

    عزیز از یکی از کارمنداش میخواد تا پول عثمانو هر جور شده فراهم بکنه
    کارتال و امره میان خونه و کارتال میگه بابام کارش چاپ بوده و امره میگه شاید فقط دوست بودن ولی کارتال فکر میکنه باباش تو این کار دست داشته .. کارتال:عزیز همه ی اونا رو از سر راهش برداشته ..باید ثابت کنم بابانم تو این کار نبوده، کارتال همه برگه هارو تو هوا پخش میکنه و امره جمعشون میکنه و میگه آروم باش و کارتال چشمش میخوره به آدرس چاپخونه و یه اسم پیدا میکنه (ساییم)که تو دادگاه علیهشون شهادت داده …
    مسئول حسابداری میاد و میگه اونقدر پول نداریم و عزیز میگه باید پیدا کنی و تا پیدا نکنی نیا … عزیز میاد پیش سلین و میکه همه چی درست میشه، الان خوشحال نیستی ولی خوشحال میشی، عثمان میاد و عزیز میگه پیش من که میای و عثمان میگه آره و بعد رفتن عزیز ،سلین میگه بابا نمیتونم تحمل کنم نه عزیز رو نه اینکه کارتال ازم متنفره و عثمان میگه این روزای آخره عزیزه
    اسرا عثمان کوچولو رو میاره خونه و به فاطیما میگه همش نق زد و فاطیما میگه نگران نباش خودم میخوابونمش و اسرا میاد پیش سلین
    سلین از عثمان میپرسه برنامت چیه و عثمان میگه یه تصمیمی گرفتم و سلین میگه من هر روز زجر میکشم وخسته شدم ولی عثمان میگه آروم باش ،شیطان تو آتش خودش میسوزه
    هما اومده پیش زرین و بعد از قهوه خوردن هما میخواد بره ولی زرین میگه من شمارو دیدم و قضیه رو به هما میگه و میخواد که فقط هشدار بده و به هما میگه مراقب باش
    مرت و هاکان پرس و جو میکنن تا بفهمن چرا عزیز اینقدر ناراحت و عصبیه
    عزیز یکم از پول عثمانو میده ولی عثمان میگه نظرم عوض شد و عزیز عصبی میشه و میگه تا نکشتمت پولتو بگیر و برو ..عثمان میکه وقتی خواستی مصطفی رو بکشی خونسرد تر بودی

     خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب

    خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب
    منبع : topnaz.com
  • سریال ملکه شب | خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی ملکه شب 

    قسمت آخر سریال ملکه شب داستان سریال ملکه شب Gecenin Kraliçesi  خلاصه داستان قسمت آخر سریال  

  • خلاصه داستان سریال ملکه شب | قسمت آخر سریال ملکه شب 

    دانلود خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب | قسمت آخر سریال ملکه شب  

  • سریال ملکه شب خلاصه و قسمت آخر فیلم ملکه شب Gecenin  

    سریال ملکه شب خلاصه و قسمت آخر فیلم ملکه شب Gecenin Kraliçesi خلاصه سریال ملکه شب و قسمت آخرGecenin ملکه شب

  • خلاصه داستان قسمت آخر سریال اکیا | دانلود کلیپ آخرین قسمت اکیا

    جمعه 6 اسفند 1395 ساعت 22:45

    خلاصه داستان قسمت آخر سریال اکیا | دانلود کلیپ آخرین قسمت اکیا خلاصه داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت های آخر سریال اکیا داستان سریال اکیا خلاصه قسمت آخر سریال اکیا به همراه عکس های قسمت آخر سریال ترکی اکیا که در ادامه داستان سریال اکیا وداستان آخرین قسمت سریال اکیا در مای پیکس لاو

    نتیجه تصویری برای خلاصه داستان قسمت آخر سریال اکیا | دانلود کلیپ آخرین قسمت اکیا

    قسمت آخر سریال اکیا,آخرین قسمت سریال اکیا,سریال اکیا,سریال ترکی اکیا,قسمت آخر سریال ترکی اکیا,آخر سریال اکیا چی میشه,زمان پخش سریال اکیا,سریال اکیا چند قسمته

    نتیجه تصویری برای خلاصه داستان قسمت آخر سریال اکیا | دانلود کلیپ آخرین قسمت اکیا

    سریال اکیا خلاصه قسمت آخر اکیا و داستان قسمت های سریال اکیا

    خلاصه داستان سریال اکیا و قسمت های آخر اکیا و داستان تمام قسمت های سریال اکیا

    سریال اکیا داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت آخر

    خلاصه قسمت آخر سریال اکیا به همراه عکس های قسمت آخر سریال ترکی اکیا که در ادامه داستان سریال اکیا و داستان آخرین قسمت سریال اکیا را برای شما آورده ایم.

    داستان سریال اکیا + خلاصه داستان قسمت آخر اکیا

    کمال پسری جوان است که در محله‌ای فقیرنشین زندگی می‌ کند. پدر او (حسین) آرایشگر است و مادرش (فهیمه) دوست دارد که کمال با برادر بزرگترش به نام تارک و خواهر کوچکش به نام زینب به خوبی و خوشی کنارهم باشند. نیهان هم دختری است که در نقطه‌ای دیگر از شهر در خانواده‌ای پولدار زندگی می‌کند و برادر دوقلویی به نام اوزان دارد. نیهان، پدرش (اوندر) را خیلی دوست دارد و مادری خودخواه به نام ویلدان دارد. ویلدان می‌خواهد که نیهان با پسری به نام امیر ازدواج کند ولی نیهان او را دوست ندارد. کمال و نیهان اولین بار یکدیگر را در اتوبوس می‌ بینند و نیهان که طراح است، صورت کمال را نقاشی می‌کند. یک ماه بعد، روز تولد نیهان، کمال و دوستش (صالح) در یک مرکز خریدa آن نقاشی را می‌ بینند.

    سریال اکیا داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت آخر

    خلاصه داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت های آخر سریال اکیا داستان سریال اکیا 


    ادامه مطلب ...

    بیوگرافی و عکسهای بازیگر نقش اکیا | عکس های شخصی نسلیهان آتاگول | عکس و تصاویر همسر واقعی اکیا

    جمعه 6 اسفند 1395 ساعت 21:30

    بیوگرافی بازیگر نقش اکیا | عکس های شخصی نسلیهان آتاگول | عکس همسر واقعی اکیا در سریال اکیا + تصاویر شوهر واقعی اکیا بازیگر نقش اکیا کیست ؟ ،زندگینامه نسلیهان آتاگول بازیگر نقش اکیا، دانلود قسمت آخر اکیا ، تصویر همسر و شوهر اکیا ، عکس اینستاگرام اکیا بیوگرافی و عکسهای بازیگر نقش اکیا | عکس های شخصی نسلیهان آتاگول | عکس و تصاویر همسر واقعی اکیا ، عکس های شخصی اکیا

    نتیجه تصویری برای بیوگرافی بازیگر نقش اکیا | عکس های شخصی نسلیهان آتاگول | عکس و تصاویر همسر واقعی اکیا

    عکس های جذاب نسلیهان اتاگول بازیگر نقش اکیا در سریال 

    عکس های بازیگر نقش اکیا را در سریال اکیا نسلیهان اتاگول بازیگر زیبای ترک تصاویر اکیا بازیگر نقش.بیوگرافی بازیگر نقش آسو در سریال اکیا و عکس های آسو .عکس های امین تارخ و همسرش و بیوگرافی امین تارخ (طنز) ·عکسهای حسین مهری + بیوگرافی

    بیوگرافی نسلیهان آتاگول

    نسلیهان آتاگول ۲۰ آگوست ۱۹۹۲ در استانبول ترکیه بدنیا آمد . وی بازیگر تئاتر تلویزیون و سینما ترکیه است مادر نسلیهان اصلیت روسی دارد و پدر او اهل کشور ترکیه است .نسلیهان آتاگول در دانشگاه تئاتر مشغول به تحصیل است

    نسلیهان آتاگول, عکسهای نسلیهان آتاگول, نیهان سریال کارا سودا, بیوگرافی نیهان عشق سیاه, همسر نسلیهان آتاگول, اینستاگرام نسلیهان آتاگول, بازیگران سریال کارا سودا, قسمت آخر سریال کارا سودا

    تصویر های بازیگر نقش ویدا یا ویلدان در سریال اکیا نسلیهان اتاگول

    تصویر های neşe baykent بازیگر نقش ویدا ویلدان در سریال اکیا نسلیهان اتاگول

    عکس های جذاب نسلیهان اتاگول بازیگر نقش اکیا در سریال اکیا

    عکسهای ازدواج نسلیهان آتاگول و غدیر دو اوغلو بازیگر ترکی 

    عکس های جدید نسلیهان آتاگول و همسرش قدیر دوغولو نسلیهان آتاگول و همسرش بیوگرافی و عکس اینستاگرام نسلیهان آتاگول بازیگر نقش اکیا ( نیهان ) نسلیهان اتاگول بازیگر نقش اکیا در سریال اکیا اکیا عکس های اکیا تصاویر اکیا  صفحه شخصی
     

    ادامه مطلب ...

    پاسخنامه آزمون کانون قلم چی جمعه 6 اسفند 95 | دانلود جواب و پاسخ سوالات کانون

    جمعه 6 اسفند 1395 ساعت 13:21

    پاسخنامه آزمون کانون قلم چی جمعه 6 اسفند 95 | دانلود جواب و پاسخ سوالات کانون

    پاسخنامه قلم چی ۶ اسفند ۹۵ , سوالات قلم چی ۶ اسفند ۹۵ , قلم چی ۶ اسفند ۹۵ , قلمچی 6 اسفند 1395 , کلید سوالات قلم چی 6 اسفند 95

    دانلود سوالات و پاسخنامه آزمون کانون قلم چی جمعه ۶ اسفند ۹۵Image result for پاسخنامه سوالات آزمون کانون قلم چی
    آزمون کانون قلم چی 6 اسفند 95

    دانلود سوالات آزمون کانون قلم چی ۶ اسفند ۹۵ به همراه پاسخنامه آزمون قلم چی ۶ اسفند ۹۵ که متاسفانه تعدادی سایت سوالات را به همراه کلید برای فروش قرار داده اند.

    لینک دانلود >>http://yon.ir/b826

    امید است مسئولین با متخلفین برخورد قانونی کنند. دانلود سوالات و کلید آنها در لینک زیر قابل دریافت است.

    کانون فرهنگی آموزش قلم چی 6 اسفند 95

  • کانون فرهنگی آموزش قلم چی آخرین اخبار کانون دانلود دفترچه سوالات   آزمون های کانون 1395 

  • کانون فرهنگی آموزش - 6 اسفند 95

  • آزمون های کانون.  پاسخنامه ازمون  آشنایی با بنیاد قلم چی اهداف بنیاد قلم چی تصاویر دانش 

  • پاسخنامه تشریحی آزمون قلمچی6 اسفند 95 | کلید سوالات قلمچی 

  • دانلود سوالات و پاسخنامه آزمون کانون قلم چی جمعه ۶ اسفند  

  • دانلود سوالات آزمون کانون قلم چی ۶ اسفند ۹۵ به همراه پاسخنامه آزمون قلم چی ۶ اسفند ۹۵  

  • دانلود سوالات و پاسخنامه تشریحی قلمچی و سنجش جمعه 6 اسفند 95  

  • دانلود-آزمون-های-قلم-چی سوالات و پاسخنامه ... پاسخنامه آزمون قلم چی  کانون قلم چی ...

  • دانلود پاسخنامه تشریحی و سوال آزمون 6 اسفند 95 | قلمچی و سنجش 

  •  جواب سوالات قلمچی  پاسخنامه سوالات آزمون سوالات کانون فرهنگی آموزش قلم چی  

  • صفرنت - دانلود پاسخنامه تشریحی آزمون 6 اسفند 95 قلم چی 

  •  برای آزمون های قلم چی   کانون فرهنگی آموزش قلم چی   قلم چی | سوالات و پاسخنامه .

  • دانلود پاسخنامه تشریحی قلمچی 6 اسفند 95 | آزمون جامع کنکوری‌ها 

  • ... سوالات قلمچی جمعه 6 اسفند 95 ,پاسخنامه تشریحی قلمچی ,پاسخنامه آزمون سوالات کانون 

  • دانلود پاسخنامه سوالات آزمون قلم‌ چی 6 اسفند 95 ششم اسفند 1395

  • دانلود پاسخنامه سوالات آزمون قلم‌ چی 19 ... 95/4/18 آزمون قلم چی پاسخنامه ... 95 کانون قلم چی .

  • دانلود سوالات و پاسخ تشریحی آزمون 6 اسفند 95 کانون قلم چی 

  • دانلود سوالات و پاسخ تشریحی آزمون 6 اسفند 95 کانون قلم چی دانلود کلید سوالات و پاسخ تشریحی 

  • سوالات و پاسخنامه تشریحی آزمون قلمچی جمعه 6 اسفند 95

  • سوالات و پاسخنامه ازمون ازمایشی   برچسبkanoon آزمون 18 تیر 95 کانون قلم چی آزمون  

  • دانلود سوالات و پاسخنامه تشریحی قلمچی و سنجش جمعه 6 اسفند 95

  • دانلود سوالات و پاسخ تشریحی آزمون  کانون قلم چی. ... دانلود سوالات و پاسخنامه آزمون  

  • دانلود سوالات و پاسخ تشریحی آزمون 6 اسفند 95 کانون قلم چی 

  •  کانون قلم چی دانلود  آزمون قلمچی  6 اسفند 95  دانلود سوالات و پاسخنامه 


  • فیلم فریادهای علی ساری نماینده اهواز بر سر ابتکار |تصاویر و ماجرای داد زدن نماینده مجلس ساری

    جمعه 6 اسفند 1395 ساعت 13:10

    فیلم فریادهای علی ساری نماینده اهواز بر سر ابتکار | ماجرای داد زدن نماینده مجلس ساری

    فیلم فریادهای علی ساری نماینده اهواز بر سر ابتکار-فیلم جنجالی فریادهای علی ساری بر سر خانم ابتکار در حضور رئیس جمهور-ماجرای فریادهای علی ساری نماینده مردم اهواز بر سر ابتکار

    نتیجه تصویری برای فیلم فریادهای علی ساری نماینده اهواز بر سر ابتکار

    ماجرای فریاد های نماینده اهواز برسر ابتکار

    علی ساری نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی عصر امروز در حاشیه جلسه شورای اداری در مخالفت با سخنان معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست که مدعی بود، تالاب‌های خوزستان در حال آبگیری هستند و مردم مشغول ماهیگیری در آن هستند با صدای بلند ضمن اعتراض به این ادعاهای ابتکار از جای برخاست و با فریاد اظهار کرد: چرا دروغ می‌گویی؟ کجای هور آب دارد که ما نمی‌بینیم؟!! کجا مردم خوزستان در حال ماهیگیری در تالاب‌ها و هورها هستند؟

    وی گفت: سازمان محیط زیست باید پاسخگوی کم‌کاری‌ها و بی‌توجهی‌های خود به پدیده گرد و غبار شد.

    ساری در حالی که استاندار خوزستان و حسنوند نماینده مردم اندیمشک در مجلس شورای اسلامی بدنبال ساکت کردن وی بودند خاطرنشان کرد: خانواده من در نزدیکی هور زندگی می‌کنند کجای هور آب دارد که ما نمی‌بینیم؟!

    دانلود ویدئو



    فیلم فریادهای علی ساری نماینده اهواز بر سر ابتکار ، ماجرای داد زدن نماینده مجلس ساری


    فیلم فریادهای علی ساری نماینده اهواز بر سر معصومه ابتکار

    فیلم فریادهای علی ساری نماینده اهواز بر سر معصومه ابتکار \ علی ساری نماینده اهواز در مجلس پس از سخنرانی خانم معصومه ابتکار به صحبتهای او در حضور جناب روحانی رییس جمهور اینگونه واکنش نشان داد : کجای تالاب ماهیگیران دارند صید می کنند؟ 

    فیلم|اعتراض های شدید علی ساری نماینده اهواز به ابتکار

    علی ساری نماینده اهواز در مخالفت با سخنان خانم ابتکار از جای برخاست و فریاد  نماینده اصلاح‌طلب مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی در کارگروه ملی مقابله با  در دولت یازدهم ارائه داد نماینده مردم اهواز با فریادهای اعتراض آمیز گزارش ابتکار . ماجرای فریادهای نماینده اهواز بر سر معصومه ابتکار . سرشاخ شدن گرفتن کمر زدن حریف به زمین

    عکس/ فریادهای نماینده مردم اهواز بر سر ابتکار - مشرق

     علی ساری نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی عصر امروز در حاشیه جلسه  این ادعاهای ابتکار از جای برخاست و با فریاد اظهار کرد: چرا دروغ می‌گویی؟

    فیلم/ فریادهای نماینده اهواز بر سر ابتکار در جلسه شورای اداری

     فیلمفریادهای نماینده اهواز بر سر ابتکار در جلسه شورای اداری  در دولت یازدهم ارائه داد، نماینده اهواز بافریادهای اعتراض آمیز گزارش ابتکار را بی اساس خواند علی ساری در مخالفت با سخنان ابتکار در حضور رئیس جمهور و هیات همراه گفت: کجای .... جزئیات چگونگی آتش زدن خلبان اردنی از زبان عنصر داعشی+ تصاویر 18+ ...

    خبرگزاری فارس on Instagram: “. فریادهای نماینده اهواز بر سر

    فریادهای نماینده اهواز بر سر ابتکار و فرار وی از پاسخگویی در حضور روحانی - هم ‌اکنون/ چرا به یازدهم ارائه داد ساری، نماینده مردم اهواز در مجلس با فریادهای اعتراض آمیز گزارش ابتکار علی ساری در مخالفت با سخنان ابتکار در حضور رئیس جمهور 

    تصاویر/ فریادهای نماینده مردم اهواز بر سر ابتکار - دولت بهار

    دولت بهار: علی ساری نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی عصر امروز در ... به این ادعاهای ابتکار از جای برخاست و با فریاد اظهار کرد: چرا دروغ می‌گویی؟
    ( تعداد کل: 421 )
    <<    1       2       3       4       5       ...       85    >>

    دانلود عکس جدید